دل من میسوزد
که قناری ها را پر بستند
که پر پاک پرستو ها را بشکستند
و کبوتر ها را
آه کبوتر ها را . . .
و چه امید عجیبی به عبث انجامید
دل من در دل شب
خواب پروانه شدن میبیند
مهر در صبحدمان داس به دست
خرمن خواب مرا میچیند
وای باران، باران
شیشه پنجره را باران شست!
از دل من اما،
چه کسی نقش تو را خواهد شست؟
آسمان سربی رنگ . . .
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ
می پرد مرغ نگاهم تا دور
وای، باران،
باران،
پر مرغان نگاهم را شست!
نظرات شما عزیزان:

.gif)